فقط یک روز !!! فقط یک ساعت !!!! فقط یک لحظه!!!!!

اگه بدونی فقط یک روز فرصت داری و بعد دیگه تو این دنیا نخواهی بود

چیکار میکنی؟؟؟؟؟اون یه روزو چطوری میگذرونی؟؟؟

 

 

نظر بقیه:

 خیلی خوشحال میشدم چون یه روز مونده که کسی رو که یه عمر ارزوی دیدنشو داشتم ببینم

 

 

 خودم کم بدبختی دارم

حالا بشینم فکر کنم میخوا بمیرم؟؟؟

گرفتی مارو داداش

 

 

 افسوس روزهای که از دست دادمو میخورم .افسوس اینکه چقدر به دنیا اهمیت دادم.دنیایی که خیلی بی ارزش بوده

 

 

 ضمن سلام من این یه روز را به کارهایی که کردم فکر میکنم ودر کنار خانواده و کسانی که دوستشان دارم به راز و نیاز می پردازم.

 

 تا حالا خیلی ته ابن موضوع فکر کردم اول دوست دارم با پرورذگار خود خلوتی داشته باشم وطلب بخشش گناهانم و  یعد از کسانی که

دلگیر هستم حرفه دلم را یزنم و یعد از دیگران حلالیت بطلبم

 

 

خدا را شکر می کردم که بهم این اجازه را داده که آخرین روز عمرم را در کنار عزیزانم باشم و از بودن باهاشون لذت ببرم.

 

 

 اگه از ترس نمیرم فقط به امید اینه که خدا ارحم و راحمین است یعنی به امید بخشش زنده میمونم .شاید تو یه نظر میگید ببین چه کارایی کرده که این جوری از مرگ میترسه ولی فکر میکنم اگه شما هم بهش عمیق فکر کنید همین میشده.خدا کنه اوضاع شما از من بهتر باشه یعنی با دسته پر سفر کنید

 
 
 
  
من دنبال علم و دانستن مفاهیم علمی  می رم.چون تنها مقوله ای است که ارزش فکر کردن و صرف زمان رو داره.
 
 
 
25 سال زندگی کردم و هیچ کار مهمی نکردم

از زندگیم هیچ لذتی نبردم

حالا توقع داری تو 1 روز چکاری انجام بدم؟

 
 
می رفتم چند تا قرص خواب خیلی قوی می خوردم و می خوابیدم تا راحت تر بمیرم
 
 
 
 
دوست دارم قبل از مرگم یک روزم شده مال خودم باشم
 
 
 
 
تمام داراییم رو نقد میکنم و تقسیم بر 3

1 قسمت مال پسرم

قسمت بعدی  امور خیریه

و باقیمانده را میرم هر جا از دنیا که زیباترین طبیعت رو داشته باشه
 
 
 
 
وضو می گیرم دو رکعت نماز می خونم
 
 
 
 
من میرم آسایشگاه کودکان آمنه ، با همه بچه های یتیم بازی میکنم و میام خونه و تا آخرین لحظه عمرم برای خودمو اونا گریه میکنم که چرا عمرم کفاف نداد تا بتونم آرزوی همشون رو برآورده کنم تا آرزو به دل نمیرم
/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

سلام/ نسترن جان/ مطلبت به فکر می اندازد/ زیبا بود[گل]... من ساکت می شدم همین!

لیدا صادقی

سلام خوبی؟ من خودمو میکشتم تا زودتر راحت شم! خلاصش کنیم بره بابا!

بهاره

سعی می کردم همه روز و عشق بازی کنم و تو همون حال هم بمیرم..

FATE

:(

کامران

به خدا برای دادن تمام بدبختیها به ادما میخندم چون همه چیز ها را به عدالت تقسیم نکرد.خوشبختیها بدبختیها و ثروتها

مامان شنتیا

http://www.seemorgh.com/entertainment/default.aspx?tabid=2429&conid=8385 شاید برات جالب باشه

سرونازشیراز

دیرگاهی است ندادی به من خسته پیامی لیک هر دم بود از جانب من بر تو سلامی لحظه ها در گذر و من که به دایم نگرانم لیک از سوی تو ما را نه نگاهی نه کلامی !!! گفت سعدی که نسوزد ز غم عشق دل خامی ولی از قهر تو سسوزد دل هر پخته و خامی در دل نازک من تلخی این هجر بماند تا نگیرم ز لب نازک شیرین تو کامی من در این دشت ندیدم چو تو صیاد زبر دست خم ابروت کمان است و خم زلف تو دامی از همان لحظه که از چشم تو افتاد قناری عهد کردم که نیارم به لب از غیر تو نامی ......[ناراحت][منتظر]

مجتبی

سلام . ممنون که بهم سر زدی . من با نظر ( خودم کم بدبختی دارم حالا بشینم فکر کنم میخوا بمیرم؟؟؟ گرفتی مارو داداش) موافقم . دوباره به ما مینیمم ها سر بزن . موفق باشی

پروین

روزه سکوت میگیرم و فقط به اونایی که واسم عزیزن نگاه میکنم