از دکتر علی شریعتی...

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش
با تو برابر...   می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن
چهار همسرهستی....   برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و
تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی...   در محبسی
به نام بکارت زندانی است و تو....  او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی...
         او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...او درد می کشد
و تو نگرانی که کودک دختر نباشد....   او بی خوابی می کشد و تو خواب
حوریان بهشتی را می بینی...               او مادر می شود و همه جا می
پرسند  نام  پدر .....


عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی .

 

اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر
مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند



آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه دردی سر بر می‏دارد

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند

این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند

مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟

 


دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه
کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه
در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از
خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن
داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

 

 

  با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو

 که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش

 

نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است

 

 اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

 و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

 تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی

 ای پناهگاه ابدی

 تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی  

 

 

اگر نمیتوانی خدمت کنی ..برو تا لااقل خیانت نکنی

بمان تا کاری کنی ...کاری نکن بمانی   

 

 

در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.

 

خوشبختی ما در سه جمله است

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

 

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد

دیگران ابراز انزجار می کند که

 در خودش وجود دارد  

 

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد،

زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.

 

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. .

 

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

 

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است  

 

خدایا تقدیر مرا خیر بنویس

آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

 

 

هر چه هست برای مصلحتی است...و هر که هست به خاطر منفعتی است.

و هیچ چیزبه<<خودش>>نمی ارزد

 

 

اگر روزی تهدیدت کردن بدان در برابرت ناتوانند..

اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست..

اگر روزی ترکت کردن بدان لیاقت با تو بودن را نداشته اند..

 

مذهب شوخی سنگینی با من کرد .سالها مذهبی بودم بی آنکه خدایی داشته باشم.........

 

 

فلسفه زندگی انسان در این جمله خلاصه میشود.......

فدا کردن آسایش زندگی برای فراهم آوردن وسایل آسایش زندگی  

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید