پوچ...

وقتی در پی یافتن خویشتن خویشم اما نمیابم

وقتی بی هیچ هراسی در دل شب قدم بر میدارم نمیحراسم نمیبینم نمی یابم نمیدانم حتی نمی مانم ....

وقتی بی رمق حتی دلیل ندانستن هایم را نمی یابم

وقتی به چشمان دیگرانی که از نگاه من خواهش می کنند بی دلیل میخندم

وقتی بی صدا فریاد میکشم

وقتی بدون بال پرواز می کنم و وقتی حتی برای دیدن دیگر رمقی ندارم

با خنده ای تلخ به خودم می گویم تمام این ندانستن ها از زمانی شروع شد که به جای سلام نامش را خواندم...

 

نسترن. 

/ 1 نظر / 5 بازدید
حامد

سلام عزیزم چه عینک قشنگی زدی سر بزن خوشحال میشم اشنا بشیم