سه روز با آرزو....

 سه روزه که به یکی از آروزوهام رسیدم اما نمیدونم حالا که رسیدم چیکار باید بکنم چی باید گفت یعنی...

وقتی ده_ دوازده سالم بود آرزو داشتم بیست سالم بود حالا سه روزه که ....

 

دریا

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید
 و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید
به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها
 تپش تبزده نبض مرا می فهمید
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید
 ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو ومن به تفاهم نرسید
خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید
منکه حتی پی پژواک خودم می گردم
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید
از محمد علی بهمنی
/ 2 نظر / 8 بازدید
محمد عادل

سلام وقت بخیر تولدتون رو تبریک میگم براتون اروزی سلامتی موفقیت و خوشبختی میکنم بدرود

شنتیا

[گل][گل]سلام سلام بیست سالگیتو از اینجا هم تبریک می گم[نیشخند] [ماچ][قلب][گل]